جزوه ,موسسه ,کامل ,گروه ,موضوع ,کلاس ,دیگه نیازی ,فلسفه تفکیک

بحث فلسفه تفکیک کلاسها موضوع جالبیه. موسسه سال 92 طلاب رو به سه گروه الف و ب و ج تقسیم کرده بود که شیوه جداگانه ای برای هر گروه داشت و گروه الف نورچشمی موسسه بودن.

 این چیزیه که به نظر من رسیده و در حد فرضیه اس. برگردیم به اول شروع موسسه. موسسه با چند نفر و یک جزوه چند صفحه ای شروع به کار میکنه. با تحقیقاتی که همون چند نفر انجام میدن و اشکالاتی که به جزوه میگیرن جزوه مرحله اول کامل شدنش رو طی میکنه و در سالهای بعد کامل تر میشه و البته با تحقیقات و گرفتن اشکالاتی که از جزوات میشد گرفت. سال بعد فرصت شد و چندتا جزوه دیگه وارد کتب درسی موسسه شد و اون ها هم به همین روش کامل تر شدن و سال قبل با استفاده از همین ده نفر مرور آخر بر کارهای انجام شده نهایی میشه و وقتی میبینن دیگه نیازی به کامل تر شدن نیست و از این بهتر نمیشه دیگه نیازی نمیبینن که با بچه های همین گروه الف هم دوره بذارن. یکی از مواردی که ظن من رو نسبت به این موضوع قوی تر میکنه رویه کلاسداری در کلاس الف بود. تدریسی در کلاس الف وجود نداشت و فقط بچه ها حق داشتن که نسبت به موضوعات موجود در جزوه اشکال بگیرند و استاد اشکالاتی که به نظرشون وارد میومد رو داخل در جزوه کنند. مورد بعدی که باعث افزایش ظن من نسبت به این موضوع میشه حرف خود استاده که میگن علوم دیگران وقتی به بنده منتقل شدند میشوند علم من و داشته من. انگار دیگه به اونا متعلق نیست. استاد بعضی وقتا میگفتن تمام مطالب به ذهن خودم رسیده و به کتابی رجوع نکردم ولی وقتی من تطبیق میدادم جاهای متعددی وجود داشت که از دیگران بدون ذکر نام نقل شده بود که البته حرف استاد با این موضوع تناقضی نداره!!! فافهم

منبع اصلی مطلب : موسسه فقاهت و تمدن سازی اسلامی
برچسب ها : جزوه ,موسسه ,کامل ,گروه ,موضوع ,کلاس ,دیگه نیازی ,فلسفه تفکیک
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

آینا گروه : فلسفه تفکیک کلاس ها در سال 1392